تبليغاتX
صحبت ما (اندر حکایت صحبت‌ نویی ‌ها)
 
صحبت ما (اندر حکایت صحبت‌ نویی ‌ها)
 
 
 
تصویری از انتشار اولین نشریه صحبت نون

(کسانی که دوست دارند مطالب آنها در نشریه صحبت نون به چاپ برسد می توانند با آدرس الکترونیکی sohbatema1@gmail.com  با ما ارتباط برقرار کنند)

جهت مشاهده تصویر واقعی بر روی تصویر کلیک کنید.

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 15:6  توسط   | 

باسمه تعالی

این‌روزها حرف‌ها و شنیده‌های زیادی در فضاهای مختلف فکری معلق است، که واقعا تصمیم‌گیری را برای انسان مشکل و خیلی‌ها را دچار سردرگمی می‌کند؛ و همه در دفاع از خود و فکر خود، زمین و زمان را پیوند می‌زنند. حوادث و جریانات بعد از انتخابات، در این فضای کوچک شهر، ذهن همه را به خود مشغول کرده است. قسمتی از این فضاسازیِ ناشی از انتخابات، همانند انتخابات‌های دیگر در سال‌های گذشته است؛ اما قِسم دیگر را باید مدیون تنها رسانه نوشتاری سطح شهر دانست که از مدت‌ها قبل از انتخابات؛ و با تحلیل‌های غلطِ بعد از انتخابات، و دامن زدن به ذهنیت‌سازی بر وفق مراد خود، اقدام به القای تفکر تفرقه‌افکنانه‌ی خود در بین مردم نمودند. غافل از این‌که با این روش خواسته یا ناخواسته در مسیر حرکت ضدارزشیِ اخیر ـ که در سطح کشور در حال انجام است و پشتبانی‌کنندگان آن، سر در آخور غرب دارند ـ قرار گرفته‌اند!
آیا زمان آن نشده این عزیزان ـ که همگی از شهر و دیار خوب گراش هستند ـ به خود آیند و به این روش غلط خود در این روزنامه (اول تیتر زدن بزرگ برای هدف خود، و ساختن ذهنیت برای مردم؛ و بعد به روش ماست‌مالی کردن و توجیه‌کردن عملکرد و برای خالی نبودن عریضه، تکذیبیه زدن و برای دفاع از خود ـ مثل همین شماره اخیر ـ دفاعیه نوشتن و ... ) خاتمه دهند؟!
خود را پل ارتباطی میان مردم و مسئولین می‌دانید و همواره شعار «حرکت در جهت خواسته‌های به‌حق مردم» سر می‌دهید، و جالب این‌که هم به میخ می‌زنید و هم به نعل؛ و از این میان یکه‌تاز میدان هم به در می‌آیید! برای گفته‌های این روزنامه یا ماهنامه‌ی عزیز و همفکران آن، نمی‌دانیم قسم حضرت عباس‌شان را قبول کنیم یا دم خروسی که از خورجین وبلاگ‌شان که بعد از مطالعه لینک می‌شود به «وبلاگ شاکیان یکی از مسئولین» بیرون زده! این‌که این وبلاگ توسط چه‌کسانی به‌وجود آمده و پشتیبانی می‌شود، واضح است؛ که اینان کاری به پیشرفت منطقه لارستان و گراش و دیگر بخش‌ها ندارند، بلکه اینان در قبال تفرقه‌اندازی در میان شهرها و بخش ها و مردم فهیم منطقه لارستان است که می‌توانند خود را «کدخدای» این منطقه بنامند!
عزیزانِ به قول خودتان تنها رسانه مکتوب گراش! رنگ و لعاب و لحن نوشتاری را عوض کردن دردی را درمان نمی کند. باید فکر خود را عوض کرد. فکری که واقعا در راستای ارزش قلم‌زدن و اطلاع‌رسانی و ایجاد فرهنگ مثبت و آرامش در جامعه باشد.
سوال از این گروه دست‌اندرکار اطلاع‌رسانی (یا به قول خودشان تنها رسانه مکتوب گراش) این است که به پشت سرخود در این چند مدت اخیر نگاه کنید؛ آیا هیچ حرکت مثبتی برای این شهر اتفاق نیفتاده که ـ شما را از این فضای منفی‌نگری محض بیرون آورد و ـ برای یک‌بار هم شده با دید مثبت بنویسید؟! آیا مثبت همان چیزی‌ است که شما می‌خواهید؟!
پیش‌رو قرار دادن عملکرد این چند وقته و آب و تاب دادن بیش از حد به مسائل، حول محور نمایندگی لارستان و خنج و بزرگ‌نمایی یک طرفه، غیر از این‌که مشکلات را پیچیده‌تر کرده، آیا مشکلی را حل نموده؟ و یا با همان روش تیترسازی و هیجانی‌کردنِ غلط، خواسته‌اید فروش را بیشتر و در مقابل عدم آرامش‌روانی را در شهر جلوه داده و اوضاع را بر وفق مراد کد‌خداهای منطقه برده و خودآگاه یا ناخودآگاه فکر ناکار‌آمدی نیرو، غیر از کدخدامنش ها را القا کرده، تا بتوانند در انتخابات دور بعد، بهره کافی برند!
این‌که گفته‌ایم رنگ و لعاب را عوض نکنید به این دلیل است که شما حتی تا 48 ساعت قبل از پخش آخرین شماره، به این روش تفرقه‌اندازی، منفی‌نگری و دلخوش کنی دیگران، ادامه داده بودید. (می توانید به مطالب صفحه اول چاپ اولیه این شماره مراجعه کنید!
مردم عزیز و ولائی گراش در این جریانات مظلوم واقع شده‌اند. از یک طرف مردم را محافظه‌کار معرفی و به‌ این جرم مؤاخذه می‌کنند و دیگر این‌که کدخدامنش‌های منطقه، را یافتن نماینده مجلس غیر از مرکز شهرستان را فاقد ارزش دانسته و این را حق خود می دانند و مردم این شهر عزیز را با دید کوته‌بینی می‌نگرند، و آتش بیارهای معرکه نیز از هیچ کمکی دریغ نمی‌کنند؛ و طرف مهم‌تر دیگر این‌که ولائی‌بودن مردم عزیز گراش و اطاعت‌پذیری در فضای ضد ارزش مجازی و واقعی را زیر سوال برده و آن‌را مانع پیشرفت فرهنگ و عمران شهرها می دانند.

 

صفحه اولِ چاپ اوليهِ شماره چهلم روزنامه صحبت‌نو، که چاپ شده و حتی روز دوشنبه در گراش توزيع اندکی صورت گرفت که بلافاصله جمع‌آوری و بعد از ويرايش صفحه نخست، مجددا چاپ گرديد!

Image Hosting

برای مشاهده اندازه بزرگ روی عکس کلیک کنید

 |+| نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 14:52  توسط   | 

به دنبال جوابیه (توجیه نامه)صحبت مورخ 31/2/88 صحبت ما توضیحات بیشتری را در جواب نوشته صحبت نو ارائه مینماید.به دلیل طولانی بودن این مطالب آنها را در چند قسمت بر روی وبلاگ قرار میدهیم.

 توضیحات قسمت 1 :

شما در جوابیه خود آورده اید که" بهاییت یک دین سیاسی و ساختگی است و مسلم است که هیچ انسان مومن و مسلمان و شیعه ی حقیقی از آن دفاع نمی کند.  شیرین عبادی را هم دشمنان ایران زمین برنده ی جایزه ی صلحش کردند تا اهداف آنان را دنبال کند." ما نیز صحبت شما را قبول داریم و در تکمیل مطالب شما نیز باید بگوییم که اخیراً الهه هيکس از عناصر پشت پرده سناريوي نوارسازان، در گفت وگو با راديوزمانه ضمن اذعان به گزارش لحظه به لحظه آشوب هاي خياباني تيرماه 78 به خارج کشور (در پوشش گزارشگر حقوق بشر) فاش کرد که عبادي از سوي عبدالکريم لاهيجي (بغدادي) وکيل مدافع گروهک تروريستي منافقين و همکار استخبارات رژيم بعث عراق به وي معرفي شده و او هم عبادي را براي دريافت جايزه نوبل نامزد کرده است! و گروهک هاي تاسيس شده از سوي عبادي تحت عناوين شوراي ملي صلح و کانون مدافعان حقوق بشر، همگي در خدمت سناريو سرويس هاي امنيتي آمريکا و در راستاي منفي بافي و جعل گزارش براي القاي نقض حقوق بشر در ايران قرار داشته اند. براساس برخي اخبار چني معاون اسبق رئيس جمهور آمريکا بر فعاليت هاي ضدامنيتي مذکور در پوشش حقوق بشر نظارت داشت.  

حال سوال ما نیز بر اساس جوابیه خود شماست که چرا آقای ... از مسئولان اصلی صحبت نو در وبلاگ شخصی خود( dastangoo.wordpress.com ) در مطلبی تحت عنوان نابت به دفاع از بهائیت پرداخته است .

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 17:48  توسط   | 
۱.نمیدونم مطلب آقای ..... در روزنامه صحبت نو در مورد دفاع از عبد الفتاح سلطانی را خواندید یا نه ولی اینطور که ایشون نوشتند من فکر کنم که با هم پسر خاله هستند البته از آدمی که توی وبلاگش از بهائیت دفاع میکنه این نوشته ها چیز بعیدی نیست چون آقای سلطانی هم وکیل مدافع شیرین عبادی بهاییه و هم شیرین عبادی بهایی وکیل مدافع سلطانی .

۲.نمیدونم دقت کردید که دیروز صحبت نو برای چندمین بار مطلب تمجید حسنی از کروبی در مقابل موسوی را بر روی وب قرار داد ،حال چرا این کار را کرد؟زیرا در همان روز وبلاگ حامیان موسوی در لار همین مطلب را با توضیحی در وبلاگ خود قرار داده بودند تا به نفع موسوی سوء استفاده کنند.(البته باید دقت هم کرد که وبلاگ حامیان موسوی صحبت نو گراش را هم لینک دادند) .و حال صحبت نو با توجه به موقعیت حسنی در بین مردم میخواهد با استفاده ابزاری از این مطلب هم حسنی را خراب کند و هم به نفع کاندیدای مورد حمایت خود بهره برداری تبلیغاتی کنند.و بعنوان یک سوال چرا مثلا صحبت نو مطلب حمایت حسنی از احمدی نژاد را نزد ولی مطلب نظر حسنی(آنهم نه حمایت)در مورد کروبی و موسوی را چند بار بر روی وبلاگ قرار داده؟

۳.شنیده ایم صحبت نو قرار است در مورد انتخابات نظر سنجی را بر روی وبلاگ قرار دهد.البته مانند روز روشن است هدف از این نظر سنجی نظر سازی است به نفع کاندیدای مورد حمایت خود، نه نشان دادن نظر واقعی مردم.

۴.صحبت نو در شماره های اولیه خود با مردم عهد بست که عقاید سیاسی خودشان را در اداره مطالب روزنامه مطرح نکنند ولی حال آیا اینگونه است؟

۵.آیا افرادی که بر سر عهد خود با مردم نمیمانند بر سر عهد خود با خدا میمانند؟ 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 23:32  توسط   | 

واگذریم از توجیهات نوشته ای که صحبت نویی ها در نامبر آخر جریده خود آوردند و سکوت خود را در قضیه باگ ماست مالی کردندند و به خیالی سر مردم شیره مالیدندند.

در این مجال خواهانیم واگوییم که بعد اینکه صحبت نویی ها در وبلاگشون به تبلیغ آخرین ترانه های منصور خان با چار کیفیت پرداختندند پاهای خود را فراتر نهادندند و در جریده خود مبلغ وبلاگی شدندند که انباشته شده از کلیپهای غیر اخلاقی و ضد اسلامی بودنده(و اندر حکایت نام این وبنوشته صحبت مایی ها به دلایلی که آوردن نام وبلاگ کذایی خود عامل فساد کثیره گردیده توصیه کردیدیم که خود به جریده صحبت نو اخیره مراجعه کردیده) و حال ما ندانستندیم که اگر شاید بلکه در آن کلیپ عروسی شیراز که خواهران و برادران محترمه با هم رقصیدندند واندر کنار کلیپ آوردندند:در این فیلم گراشی ها هم حضور دارند باور نمیکنید؟اگر باور نمیکنید دایی عروس گراشی است.همشیره های خود گردونندگان جریده مذکوره هم حضور داشتند آیا مبلغ وبلاگ کذایی میشدندند؟و واگوییم صحبت نویی ها گویی از جزای تکثیر و تنشیر فیلم های خانوادگی و خصوصی در فضایی مجازی خبر نداشتندند و ندانیم صحبت نوییها با چه انگیزه به تبلیغ وبلاگی که  کلیپ های پارتی شیراز(ای کاش فقط پارتی ساده بود) انواع رقص های دختر خانوم های نا محترمه و عروسی لیلا خانوم(و حال ندانستندیم که فیلم عروسی با شوهر چندمش بودستی)و کلیپ های توهین آمیز نسبت به اسلام در آن انباشتندی و موجودات بودستی پرداختندی و لیک بدانستندیم که اندر ناتوی فرهنگی غرب و آمریکا مستقیما اندر میدان دخول ننمایند بلکه سربازان داخلی آنها و فریب خوردگان آنها (آگاه و غیر آگاه) کار انجام بنمایند.و اندر پایان ما ندانستندیم وبلاگ نگاشت گراش فردا که مطلب ترانه های منصور را تذکر کردانده بودند از این مورد مغفول ماندندي؟

اندر انقضا در انتظار پاسخ طرفین بودستیم. 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 18:28  توسط   | 
این مطلب فقط یک طنز است.
بر آن شدیم تا گپی داشتندی با رفیقان ادب و هنر و فرهنگ و فرنگ،آن زحمت کشان در عرصه اجتماع،آن روشن فکران با تدبیر،آن بزرگان اهل صحبت و نو آوران عرصه ی بافندگی و ریسندگی.آنانی که دستانی هنرمند در بهم بافتن و در هم تنیدن دارندی.اگر کاه به آنان دادندی آنچنان در آن لگد همی کردندی که آن را پنبه یافتی و بعد آن رابه نخ تبدیل همی کردی و این کاه در مخ شما آنچنان نقش بستندی همانند "زری کرگی".
این اوراق حاصل ریسندگی را هر 15 روز در دست مردم دیدندی.که شامل تقسیمات گونه گونی از قبیل سربرگ و سرخط و سر تیتر، یادداشت و بازتاب و بازیافت، خبر اختصاصی و ابتدائی و افتضاحی،صحبت ما و شما و ایشان،خبر های چند سطری و چند سطحی،چهار سو و چهار پخ و دو پخ(از آهن آلات برای باز کردن پیچ)،پرونده و چرخ دنده،گذر به این سو و آن سو و دیگر سو و کارنامه ی خون، که از منظر بزرگان این اهالی حاصل هشت سال جنگ و خون ریزی و کشت و کشتار بی رحمانه و خصمانه ی طرفین بودندی و نه شاید چیز دیگر.
چند وقتی است که چرخ دنده ها یا همان پرونده های این اوراق حول بحران پیش آمده چرخندی و خود را انیس و منبع مورد اطمینان این جماعت دانستندی.
در اینجا عرایضی به ذهنم خطور کردندی که برای روشنی اذهان و قلوب لازم بودندی:
1-دو سال رفتندی و کار های اقتصادی آمدندی و بحران شدندی،حال صحبت نو پریشان حال و بد احوال از خواب پریدندی.
2-حال که بهارنو آمدندی بگذار از خلاف آن صحبتی داشتندی،ای شیخ بزرگوار که با چهار چشم به چهار سو نگرندی،هر بار صحبتی از باغملی و داغ ملی داشتندی ولی بحران ملی سر پوشاندی؟در آبشار، اندیشه بکردندی و در این مهم نه؟از سوزاندن آشغال سخن راندی و از سوزاندن اموال نه؟
3-مردم آمریکا و ژاپن و بلژیک و مالزی و دبی را در هم تنیدندی ولی از اوضاع شهرت غافل ماندندی!
4-این همه در وبلاگ "خاتمی آمد نیامد" بکردندی ولی...
5-ارواح فرمانداران لارستان را همه از دم احضار کردندی و از ارواح ...شهر هیچ نگفتندی
موارد دیگری نیز برای عرضه داشتندی و مجال نوشتن برایم نشدی.(این آماری که در زیر آمده از آن موارد است)
 |+| نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 20:54  توسط   | 
وبلاگ صحبت نو در روز یک شنبه 18 اسفند اماری از بازدیدگنندگان وبلاگش را ارایه داد:

یک شنبه 11 اسفند 890

دوشنبه 12 اسفند 952

سه شنبه 13 اسفند 554

چهارشنبه 14 اسفند 582

پنج شنبه 15 اسفند1442

جمعه 16 اسفند 1941

شنبه 17 اسفند 2100

و در شرح امار؛ بلا رفتن بازدیدکنندگان وبلاگ با شادی اعلام کرد.

حالا مشاهده کنید خبرهای آن وبلاگ در آن مدت:

17 اسفند:

_دکتر نون در چنگ قانون

_خبر/ قطع پخش زنده ی عمو پورنگ

_اعلام شماره حساب صندوق صاحین


16اسفند:

(خبری در وبلاگ درج نشده است)


15اسفند:

(خبری در وبلاگ منتشر نشده است)

14اسفند:

_تلاش برای کاهش آلام مردم در منظقه لاروگراش

_سرشاخه ها اعلامورشکستگی کنند

_یک رویداد استثنایی! سیب زمینی مفت و مجانی، بشتابید تا تمام نشده!!!


13 اسفند:

فاصله ی خنج به لامرد 50 کیلومتر نزدیکتر میشود. 12 اسفند:

_دختر دانشجو در لارستان دو زندانی را ازاد کرد.


11 اسفند:

_سایت «جهان» بزودی مدارک و اسامی این باند را منتشر خواهد کرد.

10 اسفند:

_نقد/صحبت شما

_ریشه های نحوست در چهارشنبه ماه صفر


9 اسفند:

(خبری در وبلاگ منتشر نشده است)

8اسفند:

(خبری در وبلاگ منتشر نشده است)

حال مشاهده کنیئد آمار برداری های تیم آنالیز صحبت ما از تعداد آمارهای بازدید کنندگان وبلاگ صحبت نو:

سه شنبه 29 اسفند ساعت 1:54 بعد ظهر 16536 نفر

چهار شنبه 30 اسفند ساعت 4:48 بعدظهر 165687 نفر

پنج شنبه 22 اسفند ساعت 5:19 بعد ظهر 165953 نفر

جمعه 23 اسفند ساعت 11:15 صبح 166049 نفر

شنبه 24 اسفند ساعت 5:13 بعد ظهر 166394 نفر

یک شنبه 25 اسفد ساعت 4:55 بعدظهر 166627 نفر

دوشنبه 26 اسفند ساعت 2:52 بعدظهر 166838 نفر

سه شنبه 27 اسفند ساعت 3:15 بعد ظهر 167074 نفر

چهار شنبه 28ااسفند ساعت 3:28 بعد ظهر 167238 نفر

پنج شنبه 29 اسفند ساعت 2:40 بعد ظهر 167389 نفر

چمعه 30 اسفند ساعت 00:28 صبح 167461 نفر

و حال صحبت ما از تاریخ سه شنبه 20 اسفند ساعت 1:54 بعدظهر تا جمعه 30 اسفند ساعت 00:28 صبح جمعا کل وبلاگ 2100 بازدیدکننده داشته، یعنی در مدت 10 روز به اندازه روز سه شنبه 17 اسفند صحبت نو!

گردنندگان صحبت نو کمی فکر نداشته اند که بدانند معمولا روزهای جمعه آمار بازدید کنندگان وبلاگ ها نصف میشود ولی جالب آنجاست که آمار آنها 500 نفر اضافه شده است و دیگر انکه خبری در تایخ 15 و 16 اسفند درج نشده که آمار وبلاگ از 582 چهاربرابر یعنی به 2100 نفر رسیده!!!!

از قدیم گفته اند« کم ببند ...همیشه ببند» البته شاید خبر سیب زمینی مفت بوده که آمارشان اصدقا یکهو بالا رفته!

آیا آنها با این آمار و دروغ پردازی ها مقاصدی را بدنبال دارند؟

تا جایی که آمار بازدید کنندگانشان بجای 210 نفر ، ده برابر میخوانند ....! واقعا دست مریزاد !!!

آنها اگر در گفتارشان صادق هستند نه« سادق» میتوانند آمار بازدیدکنندگان را بازگردانند تا مردم ؛ خود شاهد پیشرفت یک روزه صحبت نو باشند!

توضیح نامه یا هر چیز دیگر:

1) شاید از خود بپرسید در این وبلاگاز خبرهای داغ و حاشیه ای خبری نیست.باید جواب دهیم که ما قصد نداریم با بعضی خبر ها که اکثر اوقات کذب است به دنبال جذب مخاطب بگردیم و با آبروی افراد بازی کنیم. ضمنا اعتقداد داریم که در شرایط بحرانی کنونی بیش از هر زمان دیگر ، شهر به آرامش و همدلی نیاز دارد و صلاح نیست با بعضی اخبار به اصلاح جنجالی جو شهر را ناآرام کنیم . زیرمشاهده میکنیم تک تک مسولین پر توان شهر دارند به وظایف خود عمل میکنند تا تک نفر آسیب نبیند!!!! ما هم از سایر بلاگر ها خواهشمندیم که در انتخاب مطالب دقت نمایند.

2) درست است که ما یک شبه آشکار شدیم ، ولی قصد نداریم حالا حالا از جمع شما عزیزان کنار رویم و دوست داریم حتی بعد از پایان یافتن به لطف خدا با مطالب دیگر و موضوعات جذاب تر در خدمت شماد عزیزان باشیم.

3) زیاد نمیخواهد خود را به دردسر بیندازید که ما ها که هستیم؛بزودی خود را رونمایی میکنیم!

4) ایمل ما منتظر نظزات شماست.ما هم قول میدهیم که مطالب خوب شما را بروی وبلاگ قرار دهیم.

5) دوستان عزیز آزادانه میتوانند نظر دهند اما خواهشمنیدم برای جلو گیری از دیلت کردن؛از بکار بردن الفاظ رکیک و توهین آمیز خود داری نمایید!

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 20:39  توسط   | 
در این چند روز دست اندر کاران صحبت نو با انواع فحش های رکیک از ما پذیرایی کردند البته این افراد توسط تیم اطلاعاتی صحبت ما شناسایی شده اند(از کوزه همان برون تراود که در اوست) روز گذشته هم قصد هک کردن این وبلاگ را داشتند که بخش فنی وبلاگ جلوی این کار را گزفت.

سوال:چرا صحبت نو به اشکالات ما جواب نمیدهند(البته اگر جوابی داشته باشند)

صحبت ما آماده است که دفاعیات صحبت نو را بر اساس قانون مطبوعات در این قسمت منعکس کند

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 10:42  توسط   | 
روزنامه صحبت نو پس از لو رفتن قضیه کلاهبرداری باز هم نه تنها درست عمل نمیکند ، بلکه بازهم قصد تطهیر برخی چهره ها و مقصران اصلی این جریان را دارد بطوری که در روزنامه به طور غیر مستقیم و در وبلاگ به طور مستقیم این کار را انجام میدهد .

فردی معلوم الحال که معرف حضور شما است در شماره 31 صحبت نو که اولین شماره بعد از لو رفتن پرونده کلاهبرداری است در ابتدای ستونی که مختص به خودش است روایتی از امام حسین (ع) آورده است که: "بسیاری از مردم بنده دنیا هستند و دین تنها در زبان آنهاست ، مادامی که زندگی آنها در پرتو دین رو به راه است، از آن حمایت میکنند ولی آن روز که با حوادث سختی آزموده شدند ، دین داران اندکند" این آقا اصلا معنی این روایت را میداند ؟ میداند ابتدا خودش مشمول این روایت است ؟ خودش جز افرادی است که با هر بادی به هر طرفی میرود و حالا دارد برای ما فیلم بازی میکند . و یا در وبلاگ صحبت نو مورخ یکشنبه 18 اسفند نوشته که فرماندار اول شخصی بود که به وظیفه دینی و ملی و قانونی خود عمل کرد. آقای فلان آیا شما یک ماه قبل هم همین حرف های شجاعانه را میزدید ، شما در این نوشته برای همه نسخه پیچیده اید جز خودتان . سوالی که از نویسنده مطلب دارم این است که چه کسی برای شما نسخه بپیچد ؟ صحبت نو اگر راست میگوید باید دست فرصت طلبان را از روزنامه قطع کند ، البته حیف که خودشان هم فرصت طلب اند و بیشتر برای بالا رفتن تیراژ رونامه در این زمینه فعالیت میکنند !

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 13:5  توسط   | 

میخواهیم در این وبلاگ یکی از مقصرین اصلی بحران اقتصادی گراش را به شما معرفی کنیم . مقصری که وظیفه ارشاد و آگاهی جامعه را داشت و دارد ولی به این کار مبادرت نورزید. علی رغم اینکه افراد زیادی به او گفتند که به وظیفه خود عمل کن و الان بعد از لو رفتن کلاهبرداری شیر شده و منم منم میکند.
این مقصر کسی نیست جز صحبت نو و دست اندرکاران آن. کسانی که در زمان جمع آوری پول ها به برخی از آنان گفته شد ، از فلان مسابقه ورزشی در فلان نا کجا آباد تا افتتاح هتل در دبی مینویسی بیا و کمی هم در مورد شهر و این نوع فعالیت اقتصادی بنویس و هشدار بده و به مردم بگو ؛ ولی چه کردند ؟ سکوت ، چرا ؟ زیرا که بعضی از نویسندگان روزنامه خود جزو سرشاخه ها بودند و نمی توانستند در روزنامه بر علیه فعالیت خودشان مطلب بنویسند تا بازار خودشان کساد شود . ولی الان که ورق برگشته است و شیر شده اند و اعلام میکنند که ما اولین نفر بودیم که خبر فرار دکتر نجفی را پخش کردیم . واقعا که شاهکار کردید !! و جوری وانمود می کنند که همه مقصر و مسئول بودند جز خودشان ؛ زحمت کشیدید !! آیا شما جز عافیت طلبی و نون به نرخ روز خوردن هنری داشته اید و دارید ؟ شما را باید در محکمه وجدان محاکمه کرد تا پاسخگوی مردم باشید .

 |+| نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 20:2  توسط   | 
 
  بالا